نیاز...

چه زیباست
که تو تنها نیاز من باشی
و چه عاشقانه است
که تو تنها آرزویم باشی
و چه رؤیایی است
این لحظه های ناب عاشقی
و من همه زیبایی عاشقانه و رؤیایی را با فقط تو حس می کنم

لایق...

دیگر آن مجنون سابق نیستم

آن بیابان گرد عاشق نیستم

اینک از اهل نسیم و سایه ام

با تب صحرا موافق نیستم

با سلامی با خیالی دل خوشم

در تکاپوی حقایق نیستم

بس کنید اصرار را، بی فایده ست
من برای عشق لایق نیستم...

نفس میکشم...

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان



نفس می کشم نبودنت را

نیستی

هوای بوی تنت را کرده ام

می دانی

پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است

تو نیستی

 

آسمان بی معنیست

حتی آسمان پر ستاره

و باران

مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد

تو نیستی

و من چتر می خواهم ...

هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده...

خودم را به هزار راه میزنم

به هزار کوچه

به هزار در

نکند یاد آغوشت بیفتم ...

حسادت نکن! … این که بعد از تو بغل گرفته ام …

زانوی غـَم اســت

 

من خوبم...

من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام

فقط کمی

بی حوصله ام

آسمان روی سرم سنگینی میکند

روزهایم کش امده

هر چه خودم را به کوچه بی خیالی میزنم

باز سر از کوچه دلتنگی در میاورم

روزها تمام ابرهای اندوه در چشمان منند ولی نمی بارند

چون

من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام

تمام خنده هایم را نذر کرده ام که گریه ام نگیرد

اما شبها....

 

ادامه نوشته

غریبه...

همیشه غریبه بمان؛

 

تادررویای کنجکاویم مرابه سرزمین

 

تسکین برسانی درروزگاران...

 

برگرد...

برگردیادت راجاگذاشتی،

 

نمیخواهم عمری به امیداین باشم

 

که برای بردنش برمیگردی...

 

جای خالی...

چه دنیای بزگی شده است...

 

تاچشم کارمیکند،جای توخالیست...

 

رهگذر...

آنکس که میگفت دوستم دارد،

 

عاشقی نبودکه به شوق من آمده باشد،

 

رهگذری بودکه روی برگهای خشک پاییزی،

 

راه میرفت،صدای خش خش برگهاهمان

 

آوازی بودکه من گمان میکردم میگوید:

 

دوستت دارم...........

 

گریه...

غصه نخور؛کنارآمده ام بانبودنت...

 

خیلی که دلم بگیرد،گریه میکنم...

 

پرواز...

پرنده لب تنگ ماهی نشست وگفت:

 

ماهی جون سقف قفست شکسته،

 

چراپروازنمیکنی...

 

کلاه...

من میبافم...تومیبافی...

 

من برای توکلاه تاسرت گرم شود،

 

توبرای من دروغ تادلم گرم شود...

 

جدایی...

شایدفراموشت شدم،

شایددلت تنگه برام،

 

شایدبیداری مثل من،

 به فکراون خاطره ها،

 

شایدتوهم شب که میشه،

 میری به سمت جاده ها،

 

بگوتوهم خسته شدی،

 مثل من ازفاصله ها،

 

باهرقدم برداشتنت،

 فاصله بین مانشست،

 

لحظه ایی که بستی درو،

 شنیدی قلب من شکست،

 

یادت بیادکه من کیم،

 همون که میمیره برات...

 

حافظه...

شعرکه میخوانم چشمانت رانبند،

 

توکه میدانی حافظه خوبی ندارم...

 

تنها...

به پندارتوجهانم زیباست!!!

 

جامه ام دیباست!!!

 

دیده ام بیناست!!!

 

 زبانم گویاست!!!

 

قفسم طلاست!!!

 

به این ارزدکه دلم تنهاست...

 

دلتنگی...

اگردلت گرفت،سکوت کن...!!!

 

این روزهاهیچ کس معنی دلتنگی رانمیفهمد...

ماندن...

برای تاابد ماندن بایدرفت،

 

گاهی به قلب کسی،

 

گاهی ازقلب کسی...

 

پینوکیو...

حرفهای پدرژبتو به پینوکیو:؛

 

چوبی بمان،آدمها سنگی اند

 

دنیایشان قشنگ نیست...

 

پروانه...

گاهی پروانه هاهم اشتباه عاشق میشوند،

 

به جای شمع گردچراغ های بی احساس

 

خیابان میمیرند...!!!

 

 

سرنوشت...

به سرنوشت بگویید:

 

اسباب بازیهایت بی جان نیستند آدمند!!

 

می شکنند آرامتر...

 

حکایت..

پایان حکایتم شنیدنیست....


من عاشق اوبودم واوعاشق او....

 

آرزویم

آرزویم برایت این است


درمیان مردمی که میدوندبرای" زنده بودن"


آرام قدم برداری برای "زندگی کردن"...

 

گاهی...

گاهی دل این قدرتنگ میشه


که گریه هم کم میاره


یه حرف خیلی ساده هم گاهی


چقدغم میاره


خنده تلخ آدما همیشه از


دلخوشی نیست


گاهی شکستن دلی کمتراز


آدمکشی نیست...

 


زندگی...

توگفتی تاشقایق هست زندگی بایدکرد!!!

 

شقایق هست اماتونیستی چه بایدکرد؟؟؟


 

قصه...

پایانی برای قصه نیست!

 

چراکه نه گوسفندان عاقل میشوندونه گرگهاسیر...

 


ناگفته ها..

اگه امروز روز حرفهای ناگفته باشه بهم چی


میگی؟؟؟؟




بی تفاوتی...



فک میکرد اگه بهم بگه دوست دارم


 بگه برات میمیرم

 

بگه جزتوکسی روندارم


بگه توعشقه اول وآخرم هستی


بگه تودنیای منی


بگه توچشم منی


بگه تونفسمی وبی تونفسی ندارم


بگه............


وهزاران گفتنای دیگه من میرم به طرفشومیگم


عزیزم توهم واسه من همین جوری هستی


که میگی..................... سخت دراشتباهه


چون خودش بهم یاددادنسبت به همه ی حرفهای


دروغین بی تفاوت باشم...



فاصله ها...

میخوام فراموشت کنم امانمیشه...


میخوام خاطره هاتوازیادببرم بازم نمیشه...


تابخوام بیام فراموشت کنم


بازم میای سراغم...


بی صدا...آروم...آروم...


دیگه خسته شدم از این فاصله ها


بگوتوهم خسته شدی


بگوتوهم مثل منی


بگوکه چشمام هرشب واست بارونیه


بگوبیزارم ازاین فاصله ها......


زندگی چیست؟؟؟

زندگی چیست؟؟؟؟؟؟


زندگی شایدهمین باشد...


یک فریب ساده ی کوچک آن هم ازدست عزیزی که


برایت هیچ کسی


چون اوگرامی نیست


بی گمان بایدهمین باشد...


چه کسی بود صدازدمرا....

چه کسی بود صدا زد مرا....


آشنابود...


صدا مثال هوا با تن برگ...


بوی هجرت می آید...


بالش من پرآواز پر چلچله هاست...


باید امشب چمدانی راکه به اندوه


تنهایی من جا دارد بردارم


روبه سمتی بروم


روبه آن وسعت بی واژه


که هنوز مرا میخواهد...


یک نفر بازصدا زد مرا...

چقدسخته..............

چقدسخته..............

چقدسخته پنهونی حرفاتوبا اشک روی صفحه ی سفیدی

بنویسی 

تاکسی چشمهای بارونیتونبیته...

چقدسخته یه بغض توی دلت باشه ولی نتونی باصدای بلند

بیرونش کنی....نتونی دادبزنی نتونی خودتوخالی

کنی.......

چقدسخته خدایا..............